مقالات داوود صابری

چگونه یک فروشنده قوی و با شخصیت باشیم؟!

چگونه یک فروشنده قوی و با شخصیت باشیم

هر شخصی که در علم فروش فعالیت می‌کند همانند دیگر شغل‌ها، باید آگاه بوده و دارای شخصیت خاص باشد. هرچقدر شخص مطلع‌تر باشد، در کار خود قوی‌تر خواهد بود. شخصیت از عادت‌های ما تشکیل می‌شود و یک فاکتور مهم برای موفقیت به حساب می‌آید. حرف اصلی ما بر سر ماندن و نماندن است. هر شخصی قوی‌تر باشد، مقام بالاتری را کسب می‌کند و رشد بیشتری دارد. هر شخصی هم  اطلاعات کمتری داشته و عادت‌های ناپسندی را دنبال کند، در جایگاه پایین‌تری‌ قرار می‌گیرد.
برای ایجاد یک ارتباط در قرن بیست ویک، شخصیت فرد بیش از تخصص و پول حائز اهمیت است. در تاریخ بشر همیشه بحث بر سر بودن و نبودن است. انسان‌ها همواره به دنبال راه‌هایی برای مقابله با شکست هستند و این دغدغه برای فروشندگان بسیار مهم است. یک تریدر خوب، باید اعتماد به نفس کافی برای غلبه بر مشکلات داشته باشد. بهترین کاری که یک انسان قوی در موقعیت‌های مختلف می‌تواند انجام دهد آن است که چطور بیاندیشد و یا اینکه چطور از روح و روان خود محافظت نماید.

ما در زندگی به سلامت سه مورد نیازمندیم این موارد عبارتند از:

  • سلامت جسم
  • سلامت روان
  • سلامت اخلاق

که در این باره مفصل صحبت خواهیم نمود.

منع کردن و ایجاد موانع

اگر شما در فروش یا در هر کار دیگری، موانع غیر ضروری ایجاد کنید، ممکن است مخاطبتان با سیستم شما خداحافظی کند و یا درصدد برداشتن موانع بر‌آید. به قول معروف آتش از موانع تغذیه می کند.
ایجاد موانع بین شما و مخاطب تا حدی مجاز، مفید و مناسب است. برای آنکه بدانید موانع غیر ضروری، مخرب و مضر هستند، مثالی ذکر می‌کنیم. مثلاً اگر در فرایند فروش، کار را برای خریدار سخت کنید، مشتری قاعدتاً به دنبال تامین کننده و فروشنده دیگر می‌رود. اگر بنا به دلایلی مجبور به خرید از شما باشد، به دنبال راه‌های دور زدن موانع می‌گردد که می‌تواند شامل ارتباط غیر سالم همانند رشوه به کارمندان باشد. متاسفانه هر روزه شاهد پرداخت رشوه، مخصوصاً در ادارات دولتی هستیم.

خدشه‌دار کردن رقبا (یا دشمنان) اشتباه بزرگی است!

تلاش برای خدشه‌دار کردن رقبا و دشمنان بیش از تبلیغی که رقبا برای خودشان می‌کنند، موثر است. یعنی وقتی شما به زبان، بادی لنگویج و یا هر رفتار دیگر رقیب خود را تخریب می‌کنید، احتمالاً لطف بزرگی در حق او نموده‌اید. کلاً دشمن کردن دیگری با خود یک تاکتیک قدیمی است که در بیشتر موارد موجب تقویت و رشد می‌شود و در مواردی برای شما مصونیت از شکست به وجود می‌آورد، البته که باید مدیریت شود. شما اغلب بیشترین سود را از رقیب‌ها و دشمنانتان دریافت می‌کنید، نه از بهترین دوستانتان. با این اوصاف باید رقیبانمان را دوست داشته باشیم. زیرا پیشرفت ما مدیون وجود آن‌ها است. روزی پدری به پسرش گفت من از تو ناامیدم، سخن بدی از تو نشنیدم، مگر اینکه هیچ دشمنی نداری.

وقتی نگران شهرت خود هستی شکننده می‌شوی

هر گاه نگران شهرت خود نباشید، شهرت و اعتبار خوبی کسب می‌کنید. بسیاری از افراد نسبت به شهرتشان شکننده هستند. این شهرت تحت تاثیر سوشال مدیا و اینترنت، آسیب پذیر می‌شود و کنترل آن تقریباً سخت می‌گردد. هرگاه هر کدام از ما در مسند یک فروشنده، مدیر شرکت و یا هر مقام دیگر قرار گیریم، باید مراقب کوچک‌ترین رفتار خود باشیم. زیرا شهرت و حسنِ سابقه از عناصر اصلی برای ما به حساب می‌آیند. وقتی شما دقت کافی در انجام کارها داشته باشید، دیگر نیاز نیست نگران آسیب به شهرت باشید.

با وجود عصر اینترنت اولین اشتباه با توجه به ضریب و بزرگی آن می‌تواند مسیر زندگی را کمی تغییر دهد و یا بعضا مهلک باشد. حال در صورت بروز این مشکل اگر فروشنده حسن سابقه نداشته باشد، تقریباً باید از این کار خداحافظی کند. اگر برای فروش کالایی به مشتری دروغ بگویید و او هم متوجه دروغ شما شود، باید برای همیشه قید آن مشتری را بزنید، حتی اگر خرید را ادامه دهد. این کار برای فروشنده حکم خودکشی را دارد. زیرا  مشتری به حسن شهرت شما شک کرده و این رابطه ادامه‌دار نخواهد بود.

جهت تثبیت یک رابطه کاری و یا هر رابطه دیگر در بلند مدت، صداقت به اندازه کافی مفید و مناسب است. به این نکته توجه داشته باشید که اگر اطلاعات منفی از شما منتشر شود، در بسیاری مواقع ویرانگر است. اما در بعضی موارد کمک کننده خواهد بود. علل بسیاری این مطلب را مشخص می‌کنند که بسیاری از آن‌ها در کنترل ما نیست. به قول اقتصاددانان causal ambiguity خیلی از عناصر و اجزا بر هم تاثیر می‌گذارند که بعضی از این اجزا و عناصر تحت کنترل ما نیستند و نمی‌توانیم تعیین کننده قطعی باشیم.

به عنوان مثال ممکن است تصور کنید انتشار این خبر منفی از نظر اجتماعی به نفع شما و مجموعه‌تان است، ولی کاملاً برعکس شود. بهترین روش این است که ما اصولی‌ترین کار را در هر شرایط پیش ببریم و دیگر نگران شهرت نباشیم. نگرانی برای شهرت، ترس و تزلزل در ما ایجاد می‌کند.

ممکن است رقیبمان به درستی یا به ناجوانمردی خبر منفی از ما منتشر کند. در این حالت مردم باهوش  و ریزبین، دیر یا زود عکس‌العمل درستی نشان می‌دهند و جایگاه شما را تعیین می‌کنند. اگر این خبر از روی حسادت باشد، آن پالس منفی منجر به شهرت شما خواهد شد. مثلاً وقتی رقبا از پاسخگویی گارانتی فلان شرکت بدگویی می‌کنند، اما مشتری با مراجعه به دفتر گارانتی برعکس آن را می‌بیند، بهترین تبلیغ برای آن شرکت به حساب می‌آید.

در مورد خود من هم بارها رقبا پالس منفی برای مشتریان فرستاده‌اند که داوود صابری چنان است و غیره. حال اگر مشتریان من را از نزدیک می‌دیدند و با رفتارم حرف رقبا را تایید می‌کردم که دیگر جایی برای جبران باقی نمی‌ماند. به لطف خدا روند کاری به گونه‌ای پیش رفت که در حال حاضر، مشتری‌ها از بهترین دوستان من هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *