مقالات داوود صابری

توهم دانستن – مشورت با متخصص

توهم دانستن - مشورت با متخصص - مقالات داوود صابری - سارگوتاپ

یکی از عواملی که ما را به شکست نزدیک می‌کند، توهم دانستن است. زیرا به محض اینکه تصور کردید که همه مسائل را می‌دانید، دیگر تلاشی برای یادگیری نخواهید کرد و این شروع سقوط است. پس بهتر است هنگامی که فکر کردید همه مسائل را می‌دانید، با یک متخصص یا چند متخصص مشورت کنید. شاید بعد از مشورت متوجه شدید که اصلاً نسبت به مسئله آگاهی ندارید یا شاید هم خیلی کم بدانید. فقط این نکته را مد نظر داشته باشید که ممکن است مشورت با فرد غیرمتخصص تبعات زیان‌آوری برای شما داشته باشد.

نمودار اثر دانینگ گروگر - توهم دانستن

نمودار اثر دانینگ گروگر

سوئیس باشیم

اظهار نظر بی‌جهت، بی‌دلیل و بدون تخصص اصولاً مضر است. بهتر است مثل کشور سوئیس عمل کنیم. این کشور بی‌جهت، بدون دلیل و تنها برای جلب توجه، اظهار نظر سیاسی نکرده و برای خود دشمن‌تراشی نمی‌کند. چون به اطمینان و اعتماد حداکثری نیازمند است. با رعایت این مطلب، روابطمان ایمن‌تر شده و می‌توانیم با افکار متعدد در ارتباط باشیم. عدم اظهار نظر بی‌جهت، تمرکز ما را در منافعمان به حداکثر می‌رساند. اظهار نظرهای سیاسی، مذهبی قوی و غیره در سطح اظهار نظرهایی هستند که به رابطه‌ها آسیب می‌رسانند. رعایت تمام این موارد در معامله و فروش حائز اهمیت است.

ترس از اشتباه نداشته باشیم، تصمیمات خود را شجاعانه عمل کنیم

اصولا ترس از اشتباه و یا ایجاد چهارچوب‌های غیر ضروری و بعضاً غیر مفید برای رسیدن به موفقیت، از قدم گذاشتن افراد در مسیر و شروع فعالیت جلوگیری می‌کند. بعضی از افراد که تحصیلات آکادمیک خوبی هم دارند و یا قبلاً در مباحثی تجربه قابل توجهی داشته‌اند، به دیگران این امر را القا می‌کنند که تنها راه‌ موفقیت همان است که آن‌ها می‌دانند. آن‌ها با ایجاد ترس از اشتباه و القاء چهارچوب‌های فکری خود، فرد را محصور کرده و ابتکار عمل را از او می‌گیرند. سپس افراد را محدود به علم و تجربه قبلی خود می‌کنند و غیر از آن را شکست می‌دانند. با این روش ایجاد ابتکار در افراد محدود می‌شود. آن‌ها مرتباً تکرار می‌کنند که خروج از مسیری که القا کرده‌اند، شکست است و ترس از شکست را تقویت می‌نمایند.
علمی که نتیجه‌گیری سال‌ها تجربه ‌باشد، مهم و ضروری  به نظر می‌رسد. علی‌رغم اینکه لازم است از تجربه دیگران استفاده کنیم، ولی این حق را باید برای خود قائل شویم که به علم و تجربه قبلی دیگران شک کنیم. ممکن است علم آینده، نتیجه تجربه‌ها و ابتکارات امروز باشد. افراد اصولاً وقتی از یک مسیر به موفقیت می‌رسند و این مسیر برایشان راحت می‌شود، تجربه از راه دیگر را نمی‌پسندند. ولی ممکن است تفکر و عمل شما راه دیگری باشد و حتی بهترین هم باشد؛ اما کسی که قبلاً به هدف رسیده آن را قبول ندارد.
این افراد در تفکر و روش خود ایزوله شده‌اند و این اندیشه ایزوله شده را به دیگران نیز القا می‌کنند. همچنین غیر از این روش را شکست می‌دانند. آنها معتقدند که رسیدن به یک موفقیت، مانع به دست آوردن موفقیت‌های بعدی می‌شود. شما وقتی وارد یک کلاس زبان می‌شوید که مدرس زبان تاکید بر یادگیری گرامر در ابتدای امر دارد، چه حسی پیدا می‌کنید؟ فرضا گرامر را فرا گرفتید، وقتی وارد یک کشور می‌شوید که زبان مشترک با آموخته شما دارد، حتی اگر تعداد زیادی لغت هم بلد باشید ولی نتوانید مکالمه کنید، مجدد استاد راه یادگیری زبان را ابتدا فراگرفتن گرامر می‌داند. شما ممکن است با بسیاری از روش‌های دیگر و یا راه حل‌ها خودتان زبان را بهتر بیاموزید ولی نمی‌توانید آن استاد را قانع کنید. اینجا نیاز به یک تصمیم شجاعانه برای خروج از این مخمصه دارید.
اجازه دهید در این مورد یک تجربه شخصی از خود بگویم. وقتی مجبور شدم به دلایلی ماه‌ها در کشور گرجستان بمانم، راهی جز یادگیری زبان گرجی نداشتم. پس به صورت خودجوش با کمک افراد معمولی کلمات و خط را آموختم. سپس شروع به صحبت کردن نمودم و خیلی هم مورد تشویق قرار گرفتم. هرچند به سختی، ولی حتی کارهای اداری خود را نیز انجام می‌دادم و با دوستان جدید گرجی ارتباط برقرار کردم. هرچند سخت، ولی با هم مکالمه می‌کردیم. بعد از بازگشت به ایران تصمیم گرفتم به یک کلاس گرجی بروم. استاد کلاس گرجی تصمیم داشت من از همان ابتدا خوب صحبت کنم. با ترس از خوب صحبت کردن، اعتماد به نفسم را پایین آورد و من را درگیر یادگیری گرامر نمود. بعد از مدتی به کشور گرجستان برگشتم، با اینکه بیشتر از زبان گرجی می‌دانستم، ولی ضعیف‌تر از قبل صحبت می‌کردم. این دقیقا کاری است که بعضی از اساتید با دانشجویان خود می‌کنند. آنها یک دانشجو با تفکرات نزدیک به خود را به یک دانشجو با افکار ساختار‌شکن ترجیح می‌دهند. برای اولی ایمنی ترسیم می‌کنند، اما برای دومی ترس از شکست، مگر اینکه به مسیر مشخص شده آنان برگردند.

نگرش‌های برنامه‌ریزی شده

نگرش‌های برنامه‌ریزی شده و حذف ماجراجویی یکی از دلایلی است که با آن انسان‌ها را کنترل می‌کنند. شاید یک گوینده و یا مدرس، یک تفکر برنامه‌ریزی شده را آنقدر تکرار کند و تدریس ‌نماید که جزء باورهایش شود، اما ما باید راه‌های برون‌رفت از تفکرات برنامه‌ریزی شده را بدانیم. وگرنه ممکن است سال‌ها و شاید تمام عمر در نادانی باقی بمانیم.
مثال ماجرای گالیله:
تا قبل از گالیله، کلیسا تفکرات خود را در مورد چرخش خورشید به دور زمین القا کرده بود و این جزء باورها و حتی یک گام جلوتر از اعتقادات مذهبی شده بود. ولی گالیله تلاش کرد تا از این دام فکری رهایی یابد و واقعیتی که کسب کرده بود را اعلام کند.
در دنیای امروزه تفکرات برنامه‌ریزی شده بسیاری وجود دارند که ما حتی جرات فکر کردن به نقض آن‌ها را نداریم. پس باید به خود این شجاعت را بدهیم که حتی راجع به آنچه فکر می‌کنیم بدیهیات است، بتوانیم تفکر کنیم و نظر خود را ابراز کنیم. هیچ‌وقت اسیر تفکرات برنامه‌ریزی شده‌ی گذشته و یا افراد بزرگ نشویم. برای خود حق تحلیل و اظهار نظر قائل شویم تا ابتکار به وجود آید و فکر ایجاد شود. برای گریز از این مشکل و شروع تغییرات باید این را بدانیم که تغییر از جایی شروع می‌شود که احساس نیاز به وجود آید. آنجاست که انسان در تقابل با خودِ امروزش قرار می‌گیرد و ناچار است که از خودِ امروز گذر کند و خودِ فردا را بسازد. با حفظ خود امروز نمی‌توان انسان دیگری شد. هرچند نگرش‌های تست‌شده و راه‌های رفته دیگران کم‌هزینه هستند و برای ما ممکن است مفید و شاید راهگشا باشند، ولی از بین صدها تفکر که جرات اجرایشان را داشته باشیم، یکی از آنها تحولی بزرگ ایجاد می‌کند.
در این رابطه مقاله ” یک فروشنده قوی و با شخصیت باشیم” را نیز مطالعه کنید.

4 نظر در “توهم دانستن – مشورت با متخصص

  1. الهه گفت:

    بسیار عالی واقعا توهم دانستن باعث سقوط افراد میشه

  2. الهه گفت:

    با تشکر از شما بابت مقاله مفید و تفکر برانگیز

    1. سپاس از توجه شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *